مهدى مهريزى وهادى ربانى

67

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

حوادثى كه منجر به موضع‌گيرى آخوند مىشده است ، تا حدودى مىتوان به ديدگاه‌هاى سياسى او پى برد . اين نوشتار با مبنا قرار دادن مكتوبات فوق تدوين شده است . پيش از آن ، اشاره‌اى كوتاه به نقاط مهم و برجستهء زندگى آخوند ، خالى از فايده نخواهد بود . زندگى خراسانى ، در 1255 هجرى قمرى در مشهد به دنيا آمد . در 22 سالگى براى كسب معارف بيشتر ، از زادگاه خارج شد . چندى در سبزوار اقامت گزيد و در درس حاجى ملا هادى سبزوارى حضور يافت . نزديك به يك سال هم در تهران ماند . بعد به نجف رفت و در آن جا شيخ مرتضى انصارى و سيّد حسن شيرازى ، مهم‌ترين استادان او بودند . كفاية الأصول را در همين شهر نوشت و در تحرير اين كتاب كه تدوينى آسان‌ياب از مباحث علم اصول است ، ذوقى زنده و روان از خود نشان داد . از لحاظ نفوذ كلام و قدرت تأثيرگذارى بر توده‌هاى مردم ، او توان‌مندترين روحانى زمان خود بود . خودش نيز به قدرتى كه داشت - كمابيش - واقف بود . زمانى ، سال‌ها قبل از آغاز جنبش مشروطه ، به فرستادهء ميرزا محمودخان علاء مير ، كارپرداز ايران در بغداد ، گفته بود : « . . . اگر بخواهم ، پادشاه شما را با اين انگشت كوچك خود از تخت به زير مىكشم » . « 1 » يك بار هم كه سر ناسازگارى از سلطان عبد الحميد ، پادشاه مقتدر عثمانى ، ديد ، با آن كه در قلمرو او مىزيست ، در نامه‌اى به او چنين نوشت : « . . . بوى مخالفت با قرآن كريم از آن ناحيه مىرسد . البته در صورت صدق ، بايد جبران و ترميم شود و الا از عرش خلافت تو را سرنگون خواهيم نمود . چنان‌كه نسبت به سلطان ايران نموديم » . « 2 » نقش او در پيروزى مشروطه‌خواهان ايرانى ، انكارناپذير است . سيّد حسن تقىزاده ، او را « قوّت » و « تكيه‌گاه » مشروطيّت مىداند « 3 » و از ديدگاه سيّد احمد

--> ( 1 ) . خاطرات احتشام السلطنه ، ص 243 ( 2 ) . سياحت شرق ، ص 476 ( 3 ) . زندگى طوفانى ، ص 345